X
تبلیغات
بلک آیس

بلک آیس

شعر و عکس از فرشته کوچولو

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

هر چی من بهش نصیحت می کنم

که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه

          می گه یا اسم آدم دل نمی شه          

یا اگر شد دیگه عاقل نمی شه

بهش می گم جون دلم   

این همه دل توی دنیاست چرا؟

یک کدوم مثلِ دلِ خراب صاحب مرده ی من

پاپی زنهای خوشگل نمی شه

  چرا از این همه دل    

یک کدوم مثلِ تو دیوونه ی زنجیری نیست

یک کدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمی شه

  می گه یک دل مگه از فولادِ    

که تو این دور ُ زمونه چِشِشُ هم بذاره

 هیچ چیزی نبینه       

یا اگر چیزی دید ، خم به ابروش نیاره

می گه آخه بابا جون     

اون دل فولادی  

دست کم دنبال کیف خودشه

دیگه از اشک چشش   

زیر پاش گل نمی شه

          می گه هر سکه می شه قلب باشه          

اما هر چی قلب شد ، دل نمی شه

           نه دیگه ، نه دیگه              

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه


من ـ بـــی تو

فـقط یک ضمیـــر ساده و تنهاست ...

که دست و دلش به هیـــچ کاری نمی رود ...
چقدر خواب ببینم که مال من شده ای؟

و شاه بیت غزل های لال من شده ای؟

چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شده ای؟

چقدر حافظ یلدانشین ورق بخورد؟

...تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت11:51توسط مرجان | |


دعا کردم تو تنها مال من شی
تو تعبیر قشنگ مال من شی
دعا کردم بدونی چشم به راتم
هنوز دلبسته بغض صداتم
اگه بازم دلت با دیگرونه
چشات دنبال از ما بهترونه
بزار با یاد تو دلخوش بمونم
فقط دلتنگیات با من بمونه

هوا خوب است ...
آسمان مهتابی ...
باد در گوشِ شب زمزمه هایش را از سر گرفته باز !
چشمانِ ستارگان هنوز چشمک می زنند به ماه !
درختان خواب اما ...
همه چی آرام ...
یک چیز کمی دلگیر است فقط ...
من و دل هوای تو به سرمان زده و در و دیوار هایی که عطرِ تو را دارند اینجا ...
دلم تنگ است باز

کتاب آغوشت
سوره ی بدنت
آیه ی لب هایت
آنچنان پای بندم به این دین
که هزار شیطان نمی توانند
لحظه ای
ذره ای
ایمانم را سست کنند . . .

+نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت22:30توسط مرجان | |

چشم هایت را که مهربان تر کنی ، لبهابت را که با لبخند آرایش کنی ،

و ذهنت را از کینه ها خالی کنی... سال خود به خود تحویل می شود ! باور کن رفیق ! ....

هر سال بهار نوید انتظارو میاره انتظار واسه کهنه شدن خاطره ها٬

تازه شدن یادها٬پاشیدن عشق به قلبها و گفتن دوستت دارم به همه ی عزیزان

سال نو پیشاپیش مبارک .

امید وارم که ساحل زندگی برای شما پر باشه از عشق و سلامتی و ثروت و پیشرفت ...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت15:5توسط مرجان | |


راز عشق ورزيدن به هر چيز،
درك اين جمله است:
روزي شايد از دست برود...

می دانی … !؟
به رویت نیاوردم …!
از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “ ...
فهمیدم ...
پای ” او ” در میان است ...!

هوای تو در من نفس می کشه
خیال تو با من قدم میزنه !!!!!!

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت19:35توسط مرجان | |

از کوچه پس کوچه های قلبم روی خاک کویر تو پرسه میزنم .

به کجا خواهم رفت لمس دست تو خواب نیست پلها شکسته است.

شبها آسمان هم دیگر لالایی نخواهد گفت.

افسوس گهواره ام خالیست.

تو به یاد چه کسی نشسته ای؟

جاده تاریک است و کوچه بنبست.

ارزوها را می توان صدا زد..
سادگی ها را می توان خط زد..
سکوت را می توان شکست..
عاطفه را می توان ندید..
حرف را می توان زد..
محبت را می توان خرید..
عشق را می توان سوزاند..
لحظه ها را می توان نوشت..
کمی که بنگری خواهی دید..
دنیا چه قد غریبه است..!

نگاهم را باور کن
قشنگترین انتظاری است
که همیشه برایت می فرستم
از خواستنت که نه
از نداشتنت خسته شده ام

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت21:23توسط مرجان | |

به طرز عجيب و احمقانه اي دلم برايت تنگ است
دلخوشي ها کم نيست
آدمهاي دورُ برم هم کم نيستند
مي آيند لبخندي روي لبم مينشانند و ميروند ولي دلتنگي عجيبي هميشه و همه جا همراه من است...
نميدانم اين روزهايت چطور ميگذرد ...
نميدانم تو هم دلتنگي يا نه..
ميدانم که ميخواني و ميدانم که نميداني چقدر اين دلتنگي برايم زجزآور است ...
آنها که کمتر مرا ميشناسند هنوز هم ميگويند خوش بحالت
چه روحيه اي داري !
کاش بلد بو

ديم مثل تو ساده بگيريم و بخنديم ...
اما آنها که بيشتر ميشناسند ، ميگويند نفسهايت غبار دارد !!
چشمانت تار است !!
از کجا بگويم ؟! از آغوشهايي که اندازه ام نميشوند ؟!
لبخند هايي که شادم نميکنند ؟!
از آدمهايي که نميخواهم بیشتر بشناسمشان ؟!

به حال من بخند!!!
من چه ساده ام ! و از صداقت سرشار …!
اما…
تو پر از ریا و دروغ !
و مرا نیز اینگونه می خواهی …

امروز بر سادگی خود گریستم … ویا نه … خندیدم !
تلخ است حرف من
زهر است گفته های نسنجیده ام …
ولی ...
بنشین و سطر سطر مرا جستجو کن
بار دگر مرا بخوان

به راستی!
چه زجر آور است فریادی که درون سینه ام حبس شده است …

کلمات شما قدرت دارند !
عاقلانه از کلماتتان استفاده کنید...

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت18:23توسط مرجان | |

پای همه ثانیه ها ...
آنقدر اشک می ریزم
که هر کدام ...
قد ِ یک ساعت رشد میکنند !
تا انتظاری هزار ساله را ...
کنار تقویم چند ساله کشیده باشم !!!

 

کسی چه میداند..
شاید این دنیا هم، جهنمِ دنیای دیگر است ...!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

این ابرها را
من در قاب پنچره نگذاشته‌ام
که بردارم
اگر آفتاب نمی‌تابد
تقصیر من نیست
با این همه شرمنده‌ی توام
خانه‌ام
در مرز خواب و بیداری‌ست
زیر پلک کابوس‌ها
مرا ببخش اگر دوست‌ات دارم
و کاری از دستم بر‌نمی‌آید
"
رسول یونان"

انقدر زندگیم با شلوغی و پیچ در پیچی همراه بوده

الان که آرومه همش منتظر یه اشارم

همش حس میکنم این آرامش

یه طوفان بزرگ پشتشه!

امیدوارم اشتباه باشه!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت23:1توسط مرجان | |

واژه ها ..

قـد نمی دهند !!

ارتفاع دلـــــتنگی ام را...

...

من فقط ..

سایهء نبودن تو را ..

برسر شعـــــر ..

مستدام می کنم..!!

 

زندگی غمناک است دوست من!

و ما با آن خو گرفته ایم


و چه زود به هر چیزی خو میکنیم


و این چه دردناک است !


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

همیشه هم قافیه بودند…سیب و فریب

حتی زمانی که هیچ کس شعری نگفته بود

و حالا که همه شعر میگویید،

...

همه با هم میگوییم:سیـــب

و دوربین های عکاسی را فـــ ـریـ ـب میدهیم

تا پنهان کنیم آن اندوه موروثی را پشت این

لبخند مصنوعـ ـی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

مردم "انسان هـای ساده" را "احمق" می پندارند
امــا نمی داننـد که
آن افراد خودشان نخواستند که "هفـــت خـــط" باشند !!!

+نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت19:59توسط مرجان | |

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

به ظاهر رنگی‌اش نگاه نکنید
دلش تنگ است

پاییز را می گویم

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

گاهی گذشت میکنم
و گاهی گذر
و کاش بدانند،
فرق این دو را



Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

صفر باش ....
همان دایره ی ساده و خالی !

كه با حضورش روبروی هر عددی ؛

آن را تا ده ها و صدها برابر ارزش میبخشد ... !!!

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت22:35توسط مرجان | |

حکایتِ خسته ای ست دنیای من
تابستان را یخ میزنم
و آتش می گیرم
زیرِ رگبارِ بارانِ پاییزی
عجیب نیست
...

پاییز باشد
و دنیای کسی رنگارنگ نشود از عشق
میشود
باران ببارد و خاموش نشود آتشِ دلی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

اگر با انسانها مهربان باشی
به داشتن انگیزه های پنهان متهمت میکنند!!
ولی مهربان باش!!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

همیشه "بهــــــــــــــــــانه" ای هست برای درد دل. . .
هیچ دلی بی بهـــــــــــــــــــــانه نمی طپد !
نمی دانم دلهـــا بهانه گیرند. . .
یا بهانه ها دلگــــــــــــــــیر ؟!
و چه زیباست ، بهانه ی دلتنگی !!

+نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1391ساعت11:46توسط مرجان | |

پاشو !
یه سری به خودت بزن ............از خودت بگو ...
چند وقتِ که از خودت خبر نداری؟ کجایی ؟ نیستی؟ کم پیدایی ... !

یه سر به خودت بزن ...

بقیه رو ول کن ... یکمی به خودت فکر کن ... مگه چقدر زنده ای ؟

اگه تا آخر عمرت هم به این رویه ادامه بدی هیچی تغییر نمیکنه ... همینه که هست !
پس رهاشون کن ، تا راحت بشی ... بیا سراغ ِ خودت ... یه سری به خودت بزن ...
کی بهتر از خودت؟ کی بهتر از تو، تو رو میفهمه
تنهایی ؟؟؟... پُر شو ! از دورن پُر شو ...!

اونقدر پُر که همه ی جای خالی ها رو بگیره و دیگه خلعی نباشه ...نگرد دنبالِ کسی که با اون کامل بشی ...خودت یک تنه کامل باش !

وقتی سعی کردی کامل بشی و روی پای خودت بایستی ...چیزی یا کسی رو که میخوای بدستش میاری ...
همین حالا پاشو ...پاشو ! یه سری به خودت بزن ... خیلی وقته که خودتو تنها گذاشته بودی ...
پاشو !

وقتی شک کردی حتما شلیک کن ... چون همه اونایی که تیرشون به هدق خورده قبلش شک کرده بودن

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

ﻣﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ
ﻭ ﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯽﺁﻣﻴﺰﯼ
ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﻢ
ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺵ
ﻓﻘﻂ ﺑﺨﻨﺪ

ﻓﻘﻂ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭ
ﻧﻪ.
ﺭﺍﻩ ﻧﺮﻭ
ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ ﭘﻠﮏ ﺑﺰﻧﻢ
ﺩﻳﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

وقتی تو مال منی ،

وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،

دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا . . .

وقتی عاشقانه مرا میخواهی ،

همیشه و همه جا هوای مرا داری ،

دیگر چه بخواهم از این دنیا . . .

من در این دنیا هستم و تو در کنارم

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت12:16توسط مرجان | |

و چه بدهکارم من
به خودم ، به ایمانم ، به روحم ..

بابت تمام "دوستت دارم "هایی که نگفتم

و بلعیدمشان

تا ثابت کنم روشنفکرم .. !

تا بگویم منطقی هستم ..

و نبودم ... !

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

گریه شاید زبان ضعف باشد ..
شاید خیلی کودکانه
شاید بی غرور ...
اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم
نه ضعیفم و نه کودک ..
پُر از احساسم

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

دلم برای حضور نگاهت ،

ســــــــخـــــــــــت ...

دلتــنـــگی می کند !!

...

به کدامین بهانه ،

حواسش را پرت کنم !؟


+نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391ساعت21:21توسط مرجان | |

انتظار
شش حرف و چهار نقطه .
چه کلمه کوتاهی اما
معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی
توی این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که
تجربه کردن هر کدومشون
دل شیر میخواد
تنهایی
چشم به راه بودن
غم و غصه نا امیدی
...

شکنجه روحی
دلتنگی و صبوری
اشک های بی صدا
هق هق های شبانه
دودلی و بی خبری
نگرانی و دلواپسی اما بازم دلتنگ
و از همه مهمتر افسردگی
و .............................................................

برای هر کدوم از این کلمات -چند حرفی که
خیلی راحت به زبون میاد و
از اون راحتر که به سادگی و
با یه چشم بهم زدن روی کاغذ نوشته میشه
اما برای درکش
باید زجر بکشی و سختی هایی رو تحمل کنی تا
معنی هاشو بفهمی و اونجور که باید
احساسشون کنی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

بعضی حرفا رو نمیشه گفت !
باید خورد ...
ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت ؛
نه میشه خورد ....
می مونه سر دل ،
... میشه دل تنگ !
...

میشه بغض ،
میشه سکوت ...

میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چته... !!!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

به خاطر داشته باش :
عشقو باید باورکرد ؛ بوسه رو باید حس کرد
!
احساسو باید لمس کرد ،

امــــــــــــــــــا
....
دوست داشــــــــتنو باید ثابـــت کـــــــــرد
...

+نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت23:40توسط مرجان | |

خسته
شکسته و
دلبسته
من هستم
من هستم
من هستم
***
از این فریاد
تا آن فریاد
سکوتی نشسته است.

لب بسته
در دره های سکوت
سرگردانم.

من میدانم
من میدانم
من میدانم
***
جنبش شاخه ئی از جنگلی خبر می دهد
و رقص لرزان شمعی ناتوان
از سنگینی پا بر جای هزاران جار خاموش.

در خاموشی نشسته ام
خسته ام
درهم شکسته ام
من دلبسته ام.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA شاملو

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

تـو ” آدم ” ، من ” حوا

سیـبی در کار باشد یا نه

با تو

در آغوش تو

بهشت جاریست

بوسه هایت طعم سیب میدهند

کافیست

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

وقتی کسی تو راعاشقانـــــــه دوست دارد
شیوه ی بیــان اســم تـودر صدای او متفاوت است
و تــــومی دانی که نامت
در لبهـای او ایمن است . . .

+نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت23:9توسط مرجان | |

 

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی ، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !
توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!

به رو به روییت تو مترو لبخند برن !
بی مناسبت کادو بخر ! بگو این توی ویترین برای تو بود !
در لحظه دست دادن به یه دوست ، دستش رو فشار بده !


لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !

بستنی قیفی بخور !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !

برو دریا ، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور ، برای دیگران هم چای دم کن !

جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !

بالا بلندی ، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر ، حتما یه لیوان آب بخور !
دنبال پروانه های باغ بدو ! به بال های پروانه دقت کن !

با رنگین کمون عکس بگیر !
باغ وحش برو ، شهربازی ، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها کوه برو ، هر جاش که خسته شدی ، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !

با بچه های کوچه توپ بازی کن !
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !

به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !



چون ...


هر جا وایستی ، مردی !!
زنده باش ، زندگی کن !

برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون ، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای ، به خودش ببالد !


و در آخر : روزمره گی ، عین مردن است!!


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

بعضی چیزها را " باید " بنویسم

نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "

برای اینکه " خفه نشم "

همین


+نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391ساعت23:31توسط مرجان | |